کد خبر: ۱۶۱۰۹
تاریخ انتشار:۱۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۶
اشتراکات اسلام ناب و مسیحیت راستین/راز جذابیت دین خاتم(ص) برای مستبصران
مسیحیت و اسلام هر دو به عنوان ادیان توحیدی و آسمانی پیروان فراوانی داشته و در عین حال در برخی موارد با یکدیگر اشتراک دارند. بسیاری از مستبصران در مواجهه با حقیقت اسلام به این دین و مسلک گرویدند.

به گزارش فرقه نیوز؛ جامعه مسیحی پس از حضرت عیسی(ع) دچار مشکلات فراوانی شده و با تحریفات گسترده ای مواجه شد. به گونه ای که بتدریج تبدیل به شاخه هایی جداگانه از یکدیگر شده و مسیحیان کاتولیک، ارتودکس، پروتستان هر کدام با قرائت های متفاوت از دین مسیح و حفظ برخی اشتراکات کلی به نیایش می پرداختند. این تقسیم بندی رسمی و مورد قبول مسیحیان در سراسر جهان است اما در طول سال های اخیر شاخه های تحریف شده جدیدی مطرح شده که عملا بسیاری از آموزه های مسیحیت را زیر سوال برده و به هیچ روی مورد قبول مسیحیان نیست.

 

مشابه همین جریانات در اسلام نیز اتفاق افتاد و فرقه هایی نظیر بهاییت و بابیت مطرح و در نهایت ضلالت از هم پاشیدند اما جریان وهابیت به حمایت و همکاری دولت های استعماری و با سرکردگی عربستان سعودی همچنان به فعالیت های خود ادامه می دهد. هرچند که رخ واقعی این جریان برای همگان مشخص شده و ثمرات این اندیشه باطل یعنی داعش بدون هیچ زحمتی، حقیقت زشت این فرقه ضاله را به جهانیان نشان داد.

 

غرض از ارایه مطالب فوق، بیان این نکته بود که همواره در طور تاریخ عده ای با پرچم دین و به نام دین در جوامع فعالیت کرده اند اما پس از مدتی چهره واقعی شان برای جامعه مشخص شده است. هرچند که صدمات جبران ناپذیری نیز به شاکله اعتقادی وارد کردند. امروز جهان اسلام و مسیحیت از این دست موارد کم ندارد اما پیروان راستین دو دین مسیحیت و اسلام همواره در تشخیص سره از ناسره تمام اهتمام خود را به کار می گیرند.

 

در سالروز ولادت حضرت عیسی مسیح(ع) بر آن شدیم تا دیدگاه های مسیحیت بدون تحریف و اسلام ناب محمدی را در سبک زندگی بررسی کنیم. در این راستا با حجت الاسلام دکتر سید محمدرضا طباطبایی، کارشناس و پژوهشگر ادیان گفت وگویی داشته ایم که حاصل آن به حضورتان تقدیم می شود:

 

چه مولفه هایی وجود دارد که آموزه های اسلام و مسیحیت را هم داشتان می کند؟ به عبارت بهتر، رهاورد مسیحیت بدون تحریف و اسلام ناب محمدی در سبک زندگی پیروان این دو چیست که تعبیر دین نزد خدا واحد است، می شود؟

 

قبل از هر چیز باید بدانیم که مسیحیتِ بدون تحریف و اسلام ناب محمدی چه ویژگی هایی دارند. اسلام ناب محمدی همان مکتب اهل بیت(ع) و امیرالمومنین(ع) است. این مکتب مبنای ما شیعیان است. اما در مورد مسیحیت. چهار جریان را می توان از مسیحیت استخراج کرد: نخست مسیحیت سنتی، دوم مسیحیت سیاسی، سوم مسیحیت کاریزماتیک و چهارم مسیحیت نوین.

 

مسیحیت سنتی همان کاتولیک ها و ارتودکس ها هستند که به کلیسا می روند و برنامه های مذهبی شان را انجام می دهند و برای عقاید و سنت های گذشته مسیحیت ارزش و احترام قائل اند. منظور ما از مسیحیت بدون تحریف، پیروان این آیین هستند.

اما اگر منظور از تحریف، اصطلاحی باشد در این صورت در تمام شاکله مسیحیت این تحریف وجود دارد. چرا که همه آنها قائل به تثلیث هستند.  مسیحیت بدون تحریف یا همان مسیحیت سنتی، با مسیحیت صهیونیست که این روزها در عراق و افغانستان و هر جا که فتنه ای باشد، حضور دارد، متفاوت است. سایر مسیحیان با این جریان مخالف اند و اساسا با خوی استکباری موافق نیستند. جریان مسیحیت تحریف شده، تحت تاثیر دنیای مدرنیته و پست مدرن هستند و تفکر اومانیستی و لیبرالی دارند. لذا سبک زندگی آنها با سبک زندگی ملحدین یعنی کسانی که دین را قبول ندارند، بسیار نزدیک است و شباهت دارد.

مسیحیت سنتی مثل کاتولیک ها، و اردتودکس ها و ارامنه که در ایران زندگی می کنند عمدتا تحت تاثیر این افراد نیستند و این موارد را به عنوان هجمه فرهنگی و تبلیغاتی می دانند و معتقدند مسیحیت لیبرال یا همان مسیحیت سیاسی یا صهیونیسم یک هجمه تبلیغاتی علیه آنان به شمار می آید. سبک زندگی یا همان «لایف استایل» ابعاد مختلفی دارد، یک بُعد آن به جنبه های روحانی و معنوی سبک زندگی بر می گردد، سبک زندگی مسیحیان کاتولیک و ارتودکس جنبه قوی تری از مسیحیت پروتستان و اوانجلیسم است.

 

یک مسیحی ارتودکس یا کاتولیک در کلیسا تسبیحی به نام تسیبح مریم با ویژگی های خاص دارد ولی یک مسیحی پروتستان، یک کاتولیک را به خاطر ذکر گفتن مسخره می کند و با عقاید او مخالف است.

شبیه همین را در جریان اسلام ناب داریم، شیعیان نیز ذکر می گویند، اذکاری که از اهل بیت عصمت و طهارت به آنها رسیده ولی وهابی ها این مساله را مورد تمسخر قرار می دهند. مثال دیگر روزه گرفتن است که در مسیحیت کاتولیک و ارتودکس اهمیت خاصی دارد گرچه روزه آنها با ما بسیار متفاوت است ولی تقید به روزه گرفتن دارند. مثال دیگر در مورد زیارت است. ما به زیارت قبور بزرگان خود می رویم و یا برای شفاعت به آنها متوسل می شویم، همین روش را کاتولیک ها و ارتودکس ها نیز دارند و بزرگان خود را محترم می دارند. برای مثال واتیکان مقبره پطرس واقع شده است و مسیحیان به زیارت او می روند. اما پروستان ها این مساله را قبول ندارند و تمسخر می کنند.

 

در سبک زندگی اجتماعی نیز تفاوت های زیادی وجود دارد. در مسیحیت احکام شرعی و انجام آن منسوخ است و شخصیتی به نام پولس احکام شرعی را نفی کرده است و هیچ آدابی در مورد نحوه حضور در اجتماع در مجامع مختلف بیان نشده است. در حالی که در آموزه های اسلام آداب اجتماعی مختلفی بیان شده و در مورد مدیریت، اقتصاد، تعلیم و تعلم، غذا خوردن، خوابیدن، نیز احکامی وارد شده است. لذا مسیحیت در محتوا خالی از سبک زندگی اجتماعی است و اصلا نمی تواند در این زمینه با اسلام رقابت کند.

 

اگر این چنین مواردی در ابعاد اجتماعی در شاکله دین مسیحیت وجود ندارد پس چرا بسیاری از مولفه های اجتماعی از جمله نظم در سطح جامعه را میان آنان می بینیم و بسیار دقیق هستند؟

 

این موارد از خارج از دین مسیحیت آمده است و در جامعه نهادینه شده و حتی برخی ملحدین نیز این رویکرد را دارند و نسبت به مسایل اجتماعی حساس هستند. این موارد از «روان شناسی موفقیت» گرته برداری شده است. در آنجا قوانین اخلاقی مطرح می شود. اخلاق چیزی است که همه تشخیص می دهند، به اعتقاد همه انسانها دروغ گفتن و خلف وعده بد است. لذا این موارد عمومی است. حال برخی بر اساس قوانین روان شناسی سطح زندگی اجتماعی موفقی را طراحی کرده اند و بسیاری از مبلغان مسیحی می آیند و این موارد به نحوی گسترده بیان می کنند و شاید علت اختلاف نظرات میان کشیشان مسیحی هم از این مساله ناشی شود، یعنی کشیش مسیحی بسیاری از مباحث خود را از دنیای مدرنیته می گیرد و به نام مسیحیت ارایه می کند.

 

در مقابل این اختلافات، اسلام ناب محمدی همواره بر یک محور چرخیده است یعنی محور پیامبر(ص) و اهل بیت مطهر ایشان، اگر بخواهیم به صورت مصداقی ابعاد و نگاه اسلام به سبک زندگی را بررسی کنیم چه مصادیقی را بیان می کنید؟

 

قصد ما مقایسه نیست. اما در مقام بیان مثال می توان به مواردی اشاره داشت که ذکر می کنم؛  پیامبر(ص) بسیار منظم بودند و همواره در زمان موعد با شخصی که قرار داشتند در محل حاضر می شدند حتی در جایی نقل شده که آن حضرت روزی زودتر از موعد با شخصی که قرار ملاقات داشتند آمدند و اصحاب ایشان را دیدند که در آفتاب ایستاده بودند تا آن شخص برسد. به ایشان گفنتد: در سایه بایستید و منتظر باشید اما حضرت پاسخ دادند: من حتی به اندازه چند قدم آن طرف تر و در سایه ایستادن نمی خواهم تخلف داشته باشم. در این محل قرار گذاشته ام و باید همین جا باشم.

 

اکنون در جامعه ما به عنوان جامعه مسلمان چند درصد از مسلمین به این سبک زندگی پایبند هستند؟ مسیحیان بسیار بیشتر از ما پایبند هستند در حالی که در شاکله دین شان اصلا سفارش و حتی اشاره ای به این مساله نشده است.

 

بیشترین هزینه پیامبر(ص) خرج عطر می شد یعنی بیشتر از غذا صرف عطر می کردند اما واقعا چند درصد در جامعه ما چنین رفتاری دارند؟ بیشتر عطرها از فرانسه و آلمان وارد می شود در حالی که اهمیت به مساله بوی خوش در دین ما وجود دارد و بسیار به آن سفارش شده است. طبعا با این همه سفارش مسلمانان باید از دیگران پیشی بگیرند ولی چنین نیست.

 

بعضا برخی از این آسیب ها که اتفاقا سبک زندگی وارداتی هم به شمار می آیند از سوی سلبریتی های جامعه ترویج می شود و به نوعی به جای ترویج سبک زندگی اسلامی سبک زندگی مسیحی رواج می یابد؟

 

بله، که از این میان می توان به ولنتاین، کریسمس و هالووین اشاره داشت. در هر جامعه ای سلبریتی ها شناخته شده اند و حرکات و برنامه هایشان کانون توجه است. سلبریتی های ما اعم از بازیگران، فوتبالیست ها و ...   ناخودآگاه سبک زندگی مسیحی را ترویج می کنند. کاش در شب یلدا صله رحم را محور پست های خود در شبکه های اجتماعی قرار دهند به جای آنکه سگ ها را به طرق مختلف وارد زندگی خود کنند. حتی خود مسیحیان نیز بعضا از این سبک زندگی چندش شان می شود.

 

این در حالی است که اسلام ناب محمدی آنچنان جذابیتی دارد که بسیاری از مستبصرین با بررسی این جاذبه ها به سبک زندگی اسلامی گرویدند.  اسلام فقط یک اعتقاد دینی نیست بلکه اعتقاد با دل وعمل است. یعنی اعتقاد درونی با رفتار فرد هماهنگ است. اینکه برخی فقط اعتقاد درونی دارند ولی در رفتارشان هیچ بروز و ظهوری از این اعتقاد دیده نمی شود دارای نقص هستند. از این جهت مسیحیت با نقص مواجه است یعنی پیروان این دین عملا آموزه های دین را پیاده نمی کنند در حالی که دین مبین اسلام نسبت  به این مسایل بسیار جدی است. ما  باید واقعا مسلمان باشیم و نباید افرادی را مشهور کنیم که سبک زندگی مغایر با دین را رواج می دهند.