کد خبر: ۲۱۸۱
تاریخ انتشار: 26 دی - 1394 13:21
در اين عرفان، واژه «اكنكار» چنين تعريف شده: راه طبيعي بازگشت نزد خداوند، دانش باستاني سفر روح، علم دقيقي كه خالص ترين تعاليم را دربرمي گيرد. اكنكار قائم به ذات است. و عقل از سادگي آن مبهوت مي گردد
آیین اکنکار

فرقه نیوز-بخش عرفان های کاذب

بزرگترين ادعاي بدون دليل

در اين عرفان، واژه «اكنكار» چنين تعريف شده: راه طبيعي بازگشت نزد خداوند، دانش باستاني سفر روح، علم دقيقي كه خالص ترين تعاليم را دربرمي گيرد. اكنكار قائم به ذات است. و عقل از سادگي آن مبهوت مي گردد.
در مقابل، در تعريف مذاهب چنين آمده: مذاهب، همگي انشعاب هاي اكنكارند. سرچشمه اصلي تمام زندگي، عملكرد سطوح آگاهي پايين كه توام با اعتقادها و فلسفه هايي است، كه مراتب ضروري براي رسيدن به «اك» هستند.
بزرگ ترين ادعا، و يا يكي از بزرگ ترين اظهارات در اين عرفان اين است كه اكنكار، سرچشمه تمامي اديان و مذاهب جهان بوده و اينكه همه رهبران و چهره هاي فاخر علمي، شاگردان مكتب اكنكار بوده اند.

در اكنكار آمده است: مرگ و رستاخيز، اصولي اساسي اند، كه تقريباَ در تمام مذاهب از آغاز زمان، آموزش داده شده اند. اما اكنكار كه جريان اصلي تمام مذاهب، فلسفه ها و جهان بيني هاست. اولين دانشي بود كه به مردم زمين از طريق ناجيان مامور، آموخت كه رستگاري در مرگ كالبد فيزيكي و رها شدن روح نهفته است.

پال توئيچل مي گويد: نويسندگان فلسفي و مذهبيون، وجود اكنكار را در طول تاريخ به اثبات رسانده اند. خط مشهور پيامبران عبراني، همان گونه كه رسالت آنها به خوبي نشان مي دهد در مكتب اكنكار تربيت شده اند. استادان يوناني، مثل آپولونپوس، ويونيسيوس، فيثاغورث، سقراط ، ارسطو و افلاطون، توسط اساتيد باستاني، هنر اكنكار را فراگرفتند. عملاَ هر انساني كه به تمدن بشري خدمتي كرده باشد، يك چلا يا دانشجوي تعاليم پنهاني اكنكار است. اين امر در زمينه هاي مختلف علوم، ادبيات، هنر، اقتصاد، مذاهب، فلسفه ها، ارتش، پزشكي و روان شناسي مصداق دارد... پيامبران بزرگ و چهره هاي قدرتمندي، مانند راما، كريشنا، هرمس، موسي، اورفيوس، افلاطون و مسيح، چلاهايي بوده اند كه در مدارس مختلف سري، كه همه آنها شاخه هايي از نظام باستاني استادان اكنكار بوده اند، عموماَ به عنوان نظام پيشتازان وايراگي شناخته شده اند.

پال توئيچل معتقد است كه خاورميانه به كمربندي از يك اختلاط نژادي تبديل شده، كه به نوبه خود، جريان عظيمي از تفكر فلسفي، علمي و مذهبي است. از درون اين جريان، كتب مقدسه بسياري، از جمله تورات يهودي ها، قرآن مسلمانان، ميترائيسم و بسياري ديگر از مذاهب سامي سر برآورد. در همان زمان، افكار آريايي زند اوستا، رامايانا، كه از نوشته هاي مقدس هندوها است. وداها و بودائي گري را به وجود آورد. تمامي اين مكتوبات مقدسه كه اجداد مذاهب و همه فلسفه هاي مدرن بوده اند، از سرچشمه هاي بياناتي شفاهي به نام اكنكار سيراب شده اند. اكنكار نيروي عالم گير و منشا معنوي هر چيزي است، كه دربرگيرنده زندگي است. به اين دليل رد اكنكار را دنبال مي كنيم، كه جريان اصلي و نزديك ترين است به تعاليم خالصي كه از اقيانوس عشق و رحمت يا به بياني شاعرانه: خدا، سرچشمه مي گيرد.
در عرفان اكنكار به صراحت آمده است: اكنكار، بوجود آورنده و دربرگيرنده تمامي افكار جهان هاي پايين است، و مسائلي همچون هنر، نويسندگي، موسيقي و مجسمه سازي تنها گسترشي هستند از آرمان هاي بالاتر اكنكار.
اكنكار به عنوان محوري عمل مي كند، كه پره هاي آن منتهي به چرخي مي شوند، موسوم به چرخه زندگي. اين چرخ نشان مي دهد كه چگونه اديان اصلي جهان از اكنكار سرچشمه گرفته اند. اين چرخ، دوازده پره دارد، كه عبارتنداز: آنيميسم، هندوئيسم، اسلام، مسيحيت، يهود، شينتوئيسم، بوديسم، تائوئيسم، جانيسم، دين زرتشت، مكاتب اسرار و صوفي گري. هر يك از اين پره ها معرف يكي از اديان امروزي جهان است. آنها همچنين مي توانند معرف فلسفه هاي گوناگوني باشند، كه از دل مذاهب رشد كرده اند و نيازي به معرفي آنها نيست. شواهد فراواني وجود دارد، دال بر اينكه هيچ يك از اين مذاهب كه قرار بود به ما راحتي و ياري دهند، در ارتباط با فرد موفق نبوده اند. به همين دليل سوگماد تعالي به دوازده پره تقسيم شده است. اغلب بنا به تربيت فردي در اين جهان، ما بايد مسير به سمت بهشت را به شيوه اي و در طريقي كه برايمان مناسب ترين است، طي كنيم. اما در انتها، تنها سير «اك» وجود دارد.

پال توئيچل معتقد است كه مذاهب فعلي حاصل پذيرفتن همين اديان قديمي هستند، كه نسبت به فرهنگ، سليقه و خلق و خوي هر گروهي از مردم به صورت هاي گوناگون امروزي درآمده اند. اديان جديد عبارتنداز: هندو، بودائي، كنفسيوسيزم، تائوئيزم، اسلام، يهود، زردشتي، سيك، الهي شناسي، علوم مسيحيت، شينتوئيزم، روح گرايي، بهائي و مسيحيت. بزرگ ترين آنها به ترتيب عدد پيروان عبارتنداز: هندو، بودئيسم، مسيحيت كه پيروان هر سه آنها از مرز صدها ميليون مي گذرد. 

اما همه مذاهب، فلسفه ها و دكترين هاي مقدسه، از اكنكار مشتق شده اند و هيچ چيز نمي توانست بدون جوهر «اك»، كه از قلب سوگماد به بيرون جاري است و سازمان هاي كالبدي مي سازد، ادامه حيات را برقرار مي سازد و روح مي آفريند، وجود داشته باشد. بقاي تمامي شكل هاي هوشمندانه از آگاهي معدني گرفته تا آناني كه در لباس همكاري با خدا خدمت مي كنند، در جريان «اك» نهفته است. هر يك از اديان اصولي، يك مؤسس داشته اند، كه در قالب يك كالبد فيزيكي به اين جهان آمده. و از اين جهان رفته اند. شايد لازم به اشاره است، همان گونه كه در مسيحيت، عيسي را «نور جهان» خوانده اند، در شرق، بودا را «نور آسيا» خطاب كرده اند. پيروان هر ديني به پيشواي خود لقبي كمابيش با همين محتوي داده اند. اما ماهانتا، استاد حق در قيد حيات، به لقبي «نور كيهان» ملقب است.
پال توئيچل مي گويد: اكثريت ايدئولوژي هايي كه در زمينه ديني و فلسفي مطرح شده اند، همه شاخ و برگ خودشان را چيده و به راه باريكي رسيده اند. من مي توانم يك مسيحي، مسلمان و يا هر چيز ديگري باشم، اما بعد از آن ديگر خود را محدود كرده ام. اگر مردم از من بپرسند چه ديني دارم، و بگويم: «خوب، من يهودي هستم» بلافاصله ذهن آنها مرا در رده ي خاصي قرار مي دهد، و من جزو يكي از كساني خواهم شد، كه در يكي از پره هايي واقع شده كه «اك »در مركز آن است.

بنابراين، آنچه در اينجا مرا به فكر مي اندازد و خودم را از بابت آن مقصر مي دانم، اين است كه ما حتي نمي توانيم بگوييم «اك»، يك طريق است؛ زيرا آن بقدري دربرگيرنده زندگي است كه به خودي خود شامل همه چيز مي شود، چرا كه خود زندگي است.

ادعاي بزرگ اكنكار مبتني بر وام دار بودن تمام اديان و مذاهب به مكتب «اك»، موجب برانگيخته شدن چند سوال و نكته است. 

به راستي به پشتوانه چه دليلي مي توان انواع اديان، مذاهب و مسالك عرفاني را كه در سرتاسر جهان با توجه به گوناگوني فرهنگ و جغرافيا، و انواع كتب مقدسه و با توجه به تمام تفاوت هاي ظاهري و محتوايي با ارزش شان، زيرمجموعه و تفسيري بر مسلك عرفاني اكنكار دانست؟ چگونه مي توان باور كرد كه انواع فيلسوفان، بسياري انبياء و رهبران معنوي، هنرمندان و نويسندگان و به نقل صريح اكنكار «هر انساني كه خدمتي به جوامع بشري كرده است.» يك چلا و نوآموز اكنكار بوده و در مكتب «اك» به استادي رسيده، و در نهايت به تبليغ آموزه هاي اكنكار پرداخته است؟ در آثار كدام فاخر علمي مي توان يافت كه هدف از افاضات علمي هنري خود را ترويج اكنكار معرفي كرده باشد؟ 
در اينجا يك سوال اساسي وجود دارد و آن اينكه، به چه دليل پال توئيچل به بيان چنين ادعاي بزرگي پرداخته و براي آن دليل مناسبي ارائه نكرده است؟ آيا به صرف بيان يك ادعاي بزرگ مي توان بزرگي ادعا را اثبات كرد؟ ضمن اينكه، ارائه پال توئيچل از بازشماري اديان جديد و قديم پر از اشكال است. 

دسيسه اكنكار نسبت به پيروان اديان

در ابتدا، عرفان اكنكار با چهره هاي آزادمنشانه اظهار مي دارد، كه تمامي مقلدان مذاهب مي توانند با اختيار كامل، هر مسير عرفاني، اعم از اكنكار يا غير آن را برگزينند و به زندگي معنوي خود ادامه دهند. سپس چنين وانمود مي شود كه هر چلا در زندگي اش بر سر دو راهي واقع خواهد شد، كه اين وضعيت را در «اك» به عنوان مرحله بيهانوئي مي شناسند. واژه بيهانوئي؛ يعني بحران بزرگ در شكوفايي آگاهي در حين رشد معنوي. اين هنگامي است كه چلا يا مي بايد از گذشته سنتي خود جدا شود، و «اك» را به عنوان تنها نيروي طبيعت الهي بپذيرد و يا اينكه در طريق رشد معنوي راكد بماند، تا روزي كه بتواند تصميم اش را بگيرد. 

پال توئيچل مي گويد: «اك» موجب شكستن پيوندهاي سنتي مذاهب گذشته نمي شود، بلكه باعث مي شود كه چلا نگاه دقيقي به آن بياندازد و خودش تصميم بگيرد. «اك» مي داند كه بشر بايد خودش راهي را كه مي خواهد طي كند، و خودش هم در آن راه قدم بردارد.

اما در ادامه چنين ابراز مي دارند كه ما بايد اين را بفهميم كه مذاهب، فلسفه ها و عقايد اين دنيا به ندرت فراتر از مكتب مرگ اوج مي گيرند. آنها مي گويند: رستگاري هرگز اينجا، در روي زمين رخ نخواهد داد، بلكه هميشه در نوعي اقليم بهشتي و پس از مرگ اتفاق خواهد افتاد. عقايد اين چنيني، فلسفه ي مرگ را در ميان مسيحيان نخستين، تا درجه اي ترويج داد كه افراد را به جستجوي مرگ، به هر نحو ممكن وادار كرد، به اميد اينكه پا به حيطه رستگاري موعودشان بگذارند. مسلمين هم، به اين ترتيب آموختند كه اعتقاد به فردوسي داشته باشند كه در آنجا، هر آنچه را كه در زندگي زميني شان از آن محروم بوده اند در مقابلشان قرار خواهند داد. البته پس از مرگ جسماني.
هم رهايي از اين جهان و هم زندگي كردن در اقليم خدايي در همين زندگي امكان پذير است. همه اينها فقط به خود ما بستگي دارد!

پال توئيچل مي گويد: «اك» از پيروان خود حفاظت كرده و رداي حمايت خود را به دور آنان مي پيچد. روزي كه ما به هر درجه اي از توسعه معنوي در «اك» دست پيدا كنيم، آن بر زندگي ما تسلط يافته، ما را از ميان تمامي موانع جهان هاي تحتاني عبور داده با زبردستي كامل، همه نيروهاي منفي را كه عليه ما كار مي كنند شكست خواهد داد.
پال توئيچل در ادامه، از موضع اوليه خود كه بي طرفي و احترام به گزينش شخصي چلا بود، عدول مي كند و به طور غيرمستقيم همه را به انتخاب اكنكار، و به كنارراندن تمام مذاهب و اديان جهاني دعوت مي كند. البته با در نظر گرفتن اين نكته، كه هر كس در گزينش اكنكار دچار اشتباه شود، عواقب خطرناكي را براي خود خريده است.

پال توئيچل مي گويد: عده ي بي شماري سعي مي كنند مذاهب اصولي را جايگزين نياز خود به اكنكار كنند. خيلي ها به فرقه ها و مكاتب اسراري پناه مي برند و تصور مي كنند كه راه شان را يافته اند، اما همه آن كساني كه طريق «اك» را ترك مي گويند و از قبول استاد حق در قيد حيات، امتناع مي ورزند، افسوس خواهند خورد. چون كسي كه گوش به ناخدا ندهد، بي ترديد كشتي خود را به صخره ها خواهد كوفت.

در ادامه مي گويد: اگر هنوز در خصوص واژه ي دين يا مذهب بسيار مي انديشي، پس مي تواني بگويي كه اين جريان صوتي، تنها دين حقيقي و واقعي است. «اك» اين است؛ فلسفه جريان صوتي حيات. در واقع تنها عنصر جهان است كه همه ي زندگان عالم را به سوگماد پيوند مي دهد. بدون اين جويبار حيات، هيچ چيز نمي تواند حتي براي لحظه اي هستي داشته باشد. چه برسد به زيستن. تمامي زندگي و قدرت از آن صادر مي شود. از مورچه خزنده تا برق صاعقه، از امواج جزر و مد تا دوره هاي خورشيدي، هرگونه تجلي حركتي، انرژي خود را از اين جريان صوتي دريافت مي كند.
تو مي تواني در مقابل همه خداياني كه نام آنها در كتاب ها هست، به دعا و نماز بنشيني، ولي آنها صداي تو را نخواهند شنيد. مي تواني از همه مذاهب موجود طلب ياري كني، اما هيچ چيز نصيبت نخواهد شد. اين همچنان يك واقعيت قاطع برجا مي ماند، كه هيچ فردي تا به حال نتوانسته، و در آينده نيز نخواهد توانست از مصائب اين زندگي ها و ترديد در خصوص زندگي هاي بعدي بگريزد، مگر اين كه سعادت را بيابد كه با استاد حق ديدار كند. اين خلاصه ي تمامي آن چيزي است كه هست. همين و بس. بدون مساعدت او هيچ كس نمي تواند از چرخ مرگ و تولد خلاصي يابد.

با توجه به توضيحات فوق به طور طبيعي فلسفه پيدايش اكنكار روشن مي شود.

پال توئيچل مي گويد: اكنون كه مي بينم تاريكي معنوي بر فراز عالم بشريت خيمه زده و همه مردم جهان از آن ملول شده اند خود گواه بر آن است كه اديان اصولي كار چنداني براي انسان انجام نداده اند. مشكل بزرگ بشر اين است كه براي رستگاري معنوي به استادان اكنكار متوسل نشده اند. 

مذاهب از مجراي احساسات و تفكر متافيزيكي تغذيه و حمايت شده اند و هر مذهبي در عين حال كه به نقش و وظيفه خود براي زماني كه در آن مطرح مي شود، عمل مي كند، بايد دفعتاَ عرصه را براي چيزي كامل تر از خودش خالي كند طريقي كه در تناسب با وضعيت آگاهي پيشرفته كنوني او باشد. به اين ترتيب نياز بشر به ظهور مكرر استادان حق در قيد حيات اكنكار، مشهود مي شود. اين علت ظهور پي درپي سوگماد در اين جهان است، كه در هيئت استادان «اك» تجلي مي كند)

نتيجه گيري

 يكي از مهمترين رويكردهاي جنبش هاي نوپديد ديني استفاده از اومانيسم در تعاليم معنوي است. در عرفان اكنكار علت پيدايش اديان، نهفته در تلاش هاي معنوي انسان ها تلقي مي شود. يعني اگر آدمي بتواند مراحل و تمرينات معنوي خاصي را طي كند، مي تواند همسان ديگر انبيا و پيامبران اديان بزرگ صاحب مذهب و نحله عرفاني منحصر به فردي باشد و آن را براي رساندن ديگر مردمان عالم به سعادت و نيك بختي، به تبليغ گذارد. وجود اين ديدگاه به اين معناست، كه پديده دين به مثابه امري از ناحيه خدا و به واسطه افراد برگزيده خدا تلقي و معرفي نمي شود، بلكه هر انساني مي تواند خود، دين و مذهب جديدي بيافريند و خود، پيامبري آن را بر عهده گيرد. اين ادعا در حقيقت بيان روح جنبش هاي نوپديد ديني است.

در اين گرايشات معنوي، ادعاها و نظريات بسيار بيان مي شود. چنانچه نمونه هايي از اين اظهارات در تعاليم اكنكار بيان شد، اما يك نكته وجود داردو آن اينكه بعد از بيان نظرات اين مكاتب، دليل و مدرك مستدلي ارائه نمي شود و اين خود نشان از وجود نيت ها و قصدهاي غير علمي و غير واقعي در پس اين ادعاهاست. ضمن اينكه نوع جبهه گيري اكنكار براي اثبات حقانيت اين مكتب نسبت به ديگر اديان، بسيار مغرضانه و ساده انگارانه است.

اکنکار در ایران 

بی شک جهان شرق از مشکلاتی که جهان غرب در زمینه کمبود عرفان و معنویت با آن مواجه بوده مبراست و خلاء جدی در این خصوص در کشورهای شرقی مخصوصا کشورهای اسلامی احساس نمی شود ولی با این وجود تهاجم فرهنگی از این ظرفیت نیز کمال استفاده را می برد و با ترویج عرفان های جدید و انسان محور سعی در بیراهه کشیدن انسان شرقی دارند. در حال حاضردر ایران بعد ازعرفان اشو، مکتب اکنکار بیشترین طرفدار را به خود جلب کرده و از طریق امکاناتی که تکنولوژی ارتباطات در اختیار مبلغین این مکاتب قرار داده سعی در عضو گیری و ترویج مکتب خود دارند. قابل توجه است که ویترین بسیاری از کتاب فروشی ها مملو از کتاب هایی است که به صورت مستقیم در ترویج این دین جدید نوشته شده است بگونه ای که فقط از بنیانگذار اکنکار آقای پال توئیچل، بیش از سي و پنج عنوان کتاب ترجمه و چاپ شده است که از جمله آنها کتاب های ذیل است:

اکنکار کلید جهان های اسرار ـ دفترچه معنوی ـ ندای الهی ـ بیگانه ای بر لب رودخانه ـ دندان ببر ـ سرزمینهای دور ـ پنجه زمان ـ نامه های طریق نور ـ نامه هایی به گیل ـ طریق دارما ـ طنین پرخروش إک ـ اک ایناری، علم الاسرار رؤیا ها ـ اک ویدیا ـ گیاهان، شفا دهندگان سحر آمیز ـ سه نقاب گابا ـ واژه نامه اکنکار شرق خطر برخی از کتابهایی که به قلم هارولد کلمپ دومين رهبر زنده در قيد حيات اكنكار، به رشته تحریر در آمده است چيزي حدود چهل كتاب است كه برخي از آنها به قرار زیراند: 

1ـ هنر رؤیا بینی 2ـ استاد رؤیا 3ـ کلام زنده 4ـ نسیم تحول 5ـ کودک در سرزمین وحش 6ـ روح نورداران سرزمینهای دور 7ـ تمرینات معنوی إک 8ـ از استاد بپرسید 9ـ شاهین ها باز می گردند.

علاوه برکتاب ها که متاسفانه از مجاری رسمی و دولتی وارد بازار شده، سایت ها و وبلاگ های مختلفی نیز وجود دارند که در فضای اینترنت مشغول شستشوی ذهنی جوانان هستند

در ايران چند سالي است كه پس از مطرح شدن كتب توئيچل و نيز با توجه به درآمد بالاي مديران اين فرقه ضاله بسياري تحريك به سوءاستفاده از جوانان از طريق اين فرقه كرده و موسساتي را براي ترويج اين فرقه راه‏اندازي كردند. 
رهبران اکنکار که عموماً در آمریکا، ‌‌اروپا، ‌‌هند و چین مستقر هستند برای یارگیری از جامعه ایران به «جعل شناسنامه اعتقادی» برای چند تن از بزرگان ادب و اندیشه این سرزمین اقدام کرده‌اند. ‌‌به عنوان نمونه ادعا می‌کنند که حافظ شیرازی، ‌‌مولانا، ‌‌شمس تبریزی، ‌‌خیام و فردوسی از پیروان سرسخت اکنکار هستند!

آنها در ادعایی طنزآلود می‌گویند که فردی به‌نام «فوبی کوانتز»- یکی از رهبران اکنکار- استاد و معلم فردوسی در قرن دهم بوده است! در حالی که هیچ سند تاریخی معتبری در این باره وجود نداشته و حکیم فردوسی هم هیچگاه در دوران حیاتش چنین شخصی را ندیده است. ‌‌از دیگر جعلیات این نحله برای گسترش «اک» در ایران، ‌‌این ادعاست که مولانا پیر و نگهبان شریعت کی سوگماد در معبد ساکاپوری در منطقه علی است. ‌‌آنها همچنین مدعی هستند که خیام، مسئول شفادهی در جهان اثیری است!

اساسي‌ترين كاري كه اين موسسات در جذب جوانان به اين فرقه انجام مي‌دهند، برپايي پارتي‌هايي در سراسر ايران است كه در اين جلسات انواع مواد مخدر و داروهاي روانگردان از جمله حشيش براي رفتن به حالت عرفاني و رسيدن به مدارج معنوي سِرو مي‌شود. 

از آموزه‌هاي اين فرقه مي‌توان به برقراري رابطه عشقي بين زن و مرد اشاره كرد كه به ازدواج عرفاني دختر و پسر نامحرم ختم مي‌شود.اين يكي از مهمترين تمرين‌هايي كه پيوسته در جلسات پارتي اين فرقه صورت مي‌گيرد و موجب شده تا جذابيت اين گروه بين قشر جوان روزافزون شود. 

علي‏رغم اينكه شناساندن چهره واقعي اين فرقه، پرده‏برداري از نيت شوم آنها در سردرگمي جوانان و تقبيح تماس با اين گروه مي‌تواند نقش اساسي در ارتقاء سطح اطلاعات افراد جامعه نسبت به اين موضوع داشته باشد متأسفانه شاهد اين مطلب هستيم كه پايگاه‏هاي اطلاع‏رساني اين فرقه مشمول قانون فيلترينگ نبوده و به دليل تبليغات گسترده به راحتي در سايت‏هاي اينترنتي قابل دسترس و عضوگيري است. 

گفتني است؛ مترجم كتاب‌هاي فرقه اكنكار در ايران چندي پيش فوت كرد ولي شاگرد او فرقه TSM را در كشور راه‌اندازي كرده‌است.

اکنکار دینی است که خود را به عنوان دین معرفی نمی کند و با توسل به پلورالیسم دینی و تکثرگرایی اعتقادی از میان معتقدین به سایرادیان هم به طور همزمان عضو گیری می کند. اکیست ها از مشابهت هایی که دین اسلام و عرفان اسلامی با برخی مبانی اکنکار دارد، برای جذب انسان مسلمان کمال استفاده را می برند . بنا براین در روزگاری که جنون معنویت گرایی و دین سازی سایه ای بر حقایق ناب افکنده و زمینه های گمراهی را فراهم نموده است، وظیفه تمامی عالمان دینی و پاسداران مکتب بزرگ اسلامی است که هوشیارانه به رصد تحرکات انحرافی پرداخته و با بازسازی و ارائه معارف اسلامی با زبانی جذاب و گویا وظیفه خود را در قبال دین و امت بزرگ اسلامی به انجام برسانند.
 

مطلب مرتبط

اکنکار و اندیشه های ضد دینی- قسمت اول

 

منابع:

خبرگزاري فارس

  1. سایت اطلاع رسانی جوان
  2. سايت خبری تحليلی خدمت
  3. khabaronline.ir
  4. وب سايت خبری آينده روشن
  5. باشگاه انديشه bashgah.net
  6. هفته نامه - پگاه حوزه - 1388 - شماره 272
  7. سراب ، ضمیمه جام جم
  8. كتاب آشنايي با اديان بزرگ نوشته حسين توفيقي
  9. الياده، ميرچا، اسطوره، رويا، راز، ترجمه رويا منجم
  10. الياده، ميرچا، رساله در تاريخ اديان، ترجمه جلال ستارى
  11. الياده، ميرچا (ويراستار)، فرهنگ و دين
  12. حكمت، على اصغر، تاريخ اديان
  13. زرين كوب، عبدالحسين، در قلمرو وجدان، تهران
  14. كريشنان، رادا، اديان شرق و فكر غرب، ترجمه رضازاده شفق
  15. كريشنان، رادها، مذهب در شرق و غرب، ترجمه فريدون گرگانى
  16. گئر، جوزف، حكمت اديان، ترجمه و تاءليف محمد حجازى
  17. گئر، جوزف، سرگذشت دينهاى بزرگ، ترجمه ايرج پزشك نيا
  18. مصطفوى، على اصغر، اسطوره قربانى
  19. ناس، جان بى.، تاريخ جامع اديان، ترجمه على اصغر حكمت
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
اخبار مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار