اختصاصی
شرح حال آسیب دیدگان فرقه حلقه (26)

به گزارش فرقه نیوز؛

ميخواستم یه تجربه بد از یکی از اعضای حلقه به دوستان عزیزم بدم.




خواهر بنده چند سال پیش به نام کلاس عرفان وتفسیر قرآن وارد یکی ازاین کلاسهای به اصطلاح عرفان شد، دائم درحال اتصال بود حتی حرم امام رضا علیه السلام هم که مشرف شدیم دایم اتصال ميگرفت. البته به من هم پیشنهاد میداد ولی من از این حرفش خندم ميگرفت به من ميگفت وقتی سردرد داری این کارو انجام بده خوب میشی ولی من چون هیچ دلیل عقلی تو این کار نمی دیدم هيچوقت این اتصالات رو تجربه نکردم. مدتها میرفت ومن چون شنیده هام رو از این مکتب کنارِ هم میذاشتم فهمیدم که مسیر این مکتب با اسلام هم راه نیست بالاخره با اصرار من به این کلاس نرفت وقتی ارتباطش رو قطع کرد کم کم ناراحتیهایی درونش پیدا شد صداهای عجیبی در گوشش ظاهر شد ودچار نفخ شدید وناراحتیهای گوارشی شد الان یک ساله هرچقدر به پزشک مراجعه میکنه تمام آزمایشاتش سالمه ومشکل بالینی نداره بامسترش هم که درمیان گذاشت به اون گفت باید بیای اتصال بگیری اینها برون ریزیه باید بیای تا خوب شی ولی ما مانع رفتنش شدیم.

خلاصه اعصابش به هم ریخته از این صداهایی که دائم توگوشش ایجاد شده از دست هیچ پزشکی هم کاری بر نمیاد متاسفانه.

از همه شما عزیزان التماس دعای خیر دارم برای تمام بیمارها بخصوص آسبب دیدگان از این مکتب کذایی.

................................................................................................................................................

خانم اسماء قبادیان

اینجانب اسماء قبادیان با حضور در دوره‌های عرفان حلقه، به‌خصوص دوره «تشعشع_دفاعی» دچار ناراحتی‌های شدید روحی و روانی شده بودم. شب‌ها کابوس می‌دیدم و با فریاد از خواب می‌پریدم. به همین خاطر شب هیج‌جا نمی‌ماندم. مادربزرگم که خیلی دوستش داشتم فوت کرده بود و من خیال می‌کردم روح او وارد وجود من شده!

چون در آموزه‌های عرفان حلقه آمده است که روح (کالبد_ذهنی) افرادی که از عرفان حلقه بهره‌مند نشده‌اند و به رشد و کمال عرفانی نرسیده‌اند، پس از مرگ در وجود افرادی که از نظر رفتاری و شخصیتی به آنها شباهت دارند، رسوخ می‌کنند و روح آنان را تسخیر می‌نمایند

چون من شباهت زیادی به مادربزرگم داشتم و او نیز خیلی مرا دوست داشت و به من عادت داشت، دیگر مطمئن شده بودم که روح مادربزرگم در من رسوخ کرده است و خیلی مضطرب بودم. حس بدی داشتم و حتی شب‌ها صدای ناله او را می‌شنیدم که از من کمک می‌خواهد و مرا به سوی خود می‌طلبد!

آن زمان در کلاس‌های آقای طاهری که در خیابان گاندی جنوبی، کوچه پالیزوانی برگزار می‌شد، شرکت داشتم و از آقای طاهری جریان مادربزرگم را پرسیدم. او بلافاصله نفوذ و رسوخ مادربزرگم را در وجود من تایید کرد و حتی گفت که باید زودتر خارج شود تا دردسر ایجاد نکند!

چند بار هم به من تأکید کرد که خودم «تشعشع مثبت 2» را اعلام کنم. البته چند روز بعد خدا رحم کرد و جریانی پیش آمد و از این کلاس‌ها دور شدم و به حالت عادی برگشتم.

دوره‌های عرفان حلقه، دیر یا زود آثار مخرب جبران‌ناپذیری را بر افراد شرکت‌کننده در این دوره‌ها خواهد گذاشت و باید برخی مردم که به هر ترتیب به این نوع کلاس‌ها گرایش دارند، آگاه شوند؛ چون تبلیغات موذیانه این گروه‌ها وسیع و فریبنده است.

البته وقتی از رفتن به کلاس خودداری کردم و طبق دستور یکی از کارشناسان دینی مثل گذشته و البته کمی بیش از گذشته به خواندن نماز و رفتن به زیارتگاه ها مبادرت کردم و کم کم وضعیتم بهتر می شد. شاید باور نکنید که هر روز به امامزاده صالح در تجریش می رفتم و یکی دو ساعت می ماندم و نماز می خواندم و با گریه از خدا می خواستم به حالت عادی برگردم و طبق دستور آن کارشناس دینی به حضرت فاطمه زهرا(ع) توسل می کردم و تقریبا چند هفته طول کشید تا اثر منفی اتصالات عرفان حلقه از من دفع شود.و بیماریهای مادر بزرگم را ندارم فقط چون آقای طاهری تاکید کرد که روح مادر بزرگم در من رسوخ کرده دچار ترس و اضطراب و به نوعی توهم شده بودم.