اختصاصی
دیدگاه حلقه به معاد

به گزارش فرقه نیوز؛

یوم المجادله:


طاهری در توصیف مراحل قیامت به مقطعی به نام مجادله اشاره می کند که انسان هایی که با خود دانش کمال را به همراه نیاورده اند در آن مقطع شروع به محاکمه خدا می کنند:

" افراد زيادي براي زندگي در مقطع قيامت آگاهي و آمادگي ندارند و اين باعث مي‌شود تصوير مبهم و ناآشنايي از اين مرحله مشاهده کنند و يا برخي از آنان ، مانند نابينايان و ناشنوايان به دنبال نوري و صدايي براي برخورداري از امکانات زندگي در اين وضعيت فرا ‌مکان و فرا ‌زمان بگردند و در حسرت ناتواني ، آشفته‌حال باشند. آن‌ها از وضعيت قبل از قيامت (زندگي در مقاطع زمانمند) دانش کمال مناسبي با خود به همراه نياورده‌اند تا بتوانند با شرايط جديد همراه و هماهنگ باشند و اين موضوع آن‌ها را آزار مي‌دهد. به همين دليل ، شروع به اعتراض مي‌کنند. اعتراض آن‌ها براين اساس است که طرح خلقت الهي را ناعادلانه مي‌دانند و همه‌ي طرح‌هاي زيرمجموعه‌ي آن را نامناسب و بي‌فايده تلقي مي‌کنند. بنابراين ، در قالب سؤالاتي به محاکمه‌ي خداوند مي‌پردازند. اين محاکمه عامل ديگري هم دارد که آن را به اوج مي‌رساند.آن‌ها با عظمت «نفس واحد» مواجه شده‌اند و از هم گريخته‌اند. بنابراين ، خود را در معرض اين سؤال مي‌بينند که چرا وحدت و پيوستگي با يکديگر را از دست داده و جلوه‌ي حقيقي آدم را در هم شکسته‌اند. اين موضوع باعث مي‌شود که براي توجيه خود، با شدت بيشتري محاکمه را ادامه دهند و نسبت به فلسفه‌ي خلقت اعتراض کنند. در اين وضعيت انسان قصد دارد ديگران را مقصر معرفي کند و با سؤالات و توجيهاتي عدالت خداوند را نسبت به خود منکر شود. او اين بي عدالتي را عامل زيان خود و نشانه‌ي عدم صلاحيت دادگاه قيامت مي‌داند. بنابراين ، توجيه و دفاع از خود را آغاز مي‌کند."(انسان و معرفت ص 253)

برای روشن شدن موضوع و مشخص شدن انحرافات طاهری در سطور پیش گفته شده نکاتی لازم به ذکر است:

نکته اول این که:

طاهری قیامت را فرا زمان و فرا مکان معرفی می کند در حالی که بر اساس آیات و روایات روز قیامت هم زمان دارد و هم مکان. اگر لامکان باشد، سخن گفتن از معاد جسمانی بی مورد است این در حالی است که درباره معاد جسمانی روایات و آیات فراوانی وجود دارد:

«وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ* قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ»(یس/78-79) برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت: چه کسی این استخوان‌ها را زنده می‌کند، درحالی‌که پوسیده است؟ بگو همان کسی آن را زنده می‌کند که نخستین‌بار آن را آفرید و او به هر مخلوقی داناست.

نکته دوم این که:

طاهری نداشتن دانش کمال را علت اعتراض افراد در عالم قیامت بیان می کند و می گوید: به همين دليل ، شروع به اعتراض مي‌کنند. اعتراض آن‌ها براين اساس است که طرح خلقت الهي را ناعادلانه مي‌دانند و همه‌ي طرح‌هاي زيرمجموعه‌ي آن را نامناسب و بي‌فايده تلقي مي‌کنند. این حرف کاملا باطل و بر خلاف آموزه های قرآن است، چراکه طبق آیات قرآن در عالم قیامت همه چیز آشکار می شود. تنها محکمه ای است که متهم حکمش را می پذیرد. ممکن است در ابتدا برخی نسبت به حکمشان اعتراض کنند اما بعد از این که تمام جوارحشان شهادت دادند بر علیه او، حکم را می پذیرند. اما هیچ گاه سخن از بی عدالتی و ناعادلانه بودن دنیا نیست. هیچ کس به این اعتراض ندارد که چرا دنیا ناعادلانه خلق شد و بی فایده بوده است.

نکته سوم این که:

طاهری با این توجیهات خلاف نص صریح قرآن، به انسان قدرتی می دهد که خدا را به محاکمه می کشد در حالی که خداوند می فرماید به زبان ها مهر می نهیم و اعضاء انسان ها به اعمالشان شهادت می دهند:

یَوم لایَنْطِقون؛ روزی که کس سخن نمی‏گوید (۳۵ مرسلات)

سوره النور

يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (24)

روزى كه زبانشان و دستهايشان و پاهايشان به زيانشان بر كارهايى كه مى‌كرده‌اند شهادت دهند.

سوره يس

الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ [65]

امروز بر دهانهايشان مهر مى‌نهيم. و دستهايشان با ما سخن خواهند گفت و پاهايشان شهادت خواهند داد كه چه مى‌كرده‌اند.

نکته چهارم این که:

محمد علی طاهری از دانش کمال سخن می گوید که از طرفی تنها راه نجات به شمار می رود و اگر کسی آن را نداشته باشد روز قیامت از خسران دیدگان خواهد بود. و از طرف دیگر این دانش فقط در کلاس های حلقه به دست می آید و منظور از آن آموزه های حلقه است. این در حالی است که راه نجات رفتن به در خانه اهل بیت علیهم السلام و در محضر قرآن بودن هست، نه شرکت کردن در کلاس های فرقه حلقه.

برزخ:

طاهری توصیفی از برزخ بیان می کند که با آموزه های دینی مغایر است، او می گوید انسان پس از مرگ با کالبد ذهنی خود وارد برزخ اول می شود و در آنجا رب انسان، از طریق روح هادی انسان را به سمت خود فرا می خواند اما وابستگیهای انسان او را به سمت عقب می کشد و اجازه انتقال او به جهان دیگر را نمی دهد( انسان و معرفت ص 247)

طاهری در این مورد ادعا می کند کسانی که از دانش کمال بهره ی لازم ندارند به پیش رفتن تمایل نشان نمی دهند و با میل به بازگشت در جا زدن را ترجیح می دهند. بر اساس آیات قرآن انسان بعد از مرگ وارد عالم برزخ شده و پس از آن در وقت معین همه انسان ها با هم وارد عالم قیامت خواهند شد. این که وابستگی های انسان اجازه انتقال به عالم دیگر بعد از عالم برزخ را نمی دهد، سخنی باطل است چرا که وابستگی ها ممکن است تا یک روز، یک ماه و نهایت یک سال وجود داشته باشد. انسان بعد از عالم دنیا و پس از وارد شدن به عالم برزخ آزاد نیست که هر جور خودش می خواهد رفتار کند. انسان ها در عالم برزخ گرفتار اعمالشان می شوند. اگر عملشان نیک باشد در آزادی به سر خواهند برد و اگر شر باشد در غل و زنجیر خواهند بود و البته این غل و زنجیر از جانب خداوند نیست بلکه عمل به صورت غل و زنجیر انسان را گرفتار خواهد کرد.

نکته قابل توجه اینجاست که طاهری برزخ را محل بازنگری و جبران می داند:

" برزخ ، علاوه بر صحنه‌ي آزمايش ، «فرصت بازنگري و جبران » نيز محسوب مي‌شود. عده‌اي که در اثر عدم تعالي ، سرگردان يا سر سپرده‌ي وابستگي‌هاي خود هستند، مانند مردودي‌هاي يک آزمون که مي‌توانند در آزمون تجديدي شرکت کنند، هر لحظه فرصت جديدي براي جبران دارند کمترين جبران ناآگاهي آن‌ها در برزخ در همین حد است که بتوانند از ان خارج شوند." ( انسان و معرفت ص248)

برای روشن شدن این موضوع نکاتی لازم به ذکر است:

نکته اول این که:

عالم دنیا تنها و تنها عالمی است که انسان می تواند در آن اسباب رشد و تعالی خود را فراهم کند. تنها دنیا مزرعه آخرت است. بنابراین در عالم برزخ هیچگونه زمینه جبران وجود ندارد. اگر چه رشد وجود دارد و آن هم بسته به عملکرد دنیای افراد دارد. اما نمی توان گفت افراد فرصت دارند خطاهای خود را جبران کنند.

نکته دوم این که:

انسان های بعد از وارد شدن به عالم برزخ به هیچ عنوان نمی توانند از آن خارج شوند و به دنیا برگردند یا وارد عالم قیامت شوند. هیچ راه برگشتی در کار نیست. اما طاهری معلوم نیست بر اساس کدام آیه و روایت و بر اساس کدام منطق چنین ادعایی کرده است؟ طاهری ادعا می کند که افراد برای جبران ناآگاهی خود کمترین حد این است که از عالم برزخ خارج شوند.!!!

طاهری برای بعد از مرگ، تولدها، مرگ ها و برزخ های متوالی را در نظر می گیرد:

اگر بخواهيم مراحل زندگي پس از مرگ را بررسي کنيم ، ابتدا بايد به اين نکات توجه داشته باشيم:

١- اين قانون بر همه‌ي مراحل معاد حاکم است که تولد، آغاز هر زندگي و مرگ ، پايان آن است و وقتي مرگ اتفاق مي‌افتد، آدمي وارد برزخ مي‌شود و مرحله‌ي برزخ ، تا تولد دوباره ادامه دارد. در حقيقت ، همواره هر مرگي به منزله‌ي يک تولد است و نمي‌توان مرگ و تولد را از هم جدا کرد. اما براي سادگي فهم ، در اين جا مرگ و تولدي که منجر به ورود به برزخ مي‌شود، «مرگ » ناميده شده و به مرگ و تولدي که آغاز زندگي غير برزخي است ، «تولد» گفته شده است . در ضمن ، در اين جا منظور از برزخ ،به عنوان زنجيره‌اي از زندگي‌ها و برزخ‌ها شناخته مي‌شود.

2- اطلاع دقيقي از تعداد اين مراحل وجود ندارد.

3- در هر زندگي فقط حرکت به سمت جلو امکان‌پذير است و به اين دليل که خاطره‌اي از مقطع قبل وجود ندارد، توجهي نمي‌شود؛ اما در برزخ ، به دليل اين‌که امکان توجه به عقب وجود دارد، در بسياري از موارد، حرکت رو به جلو به تعويق مي‌افتد."(انسان و معرفت ص 120)

در آموزه های دینی به عالمى كه ميان دنيا و عالم آخرت (قیامت کبری) قرار گرفته،" برزخ" گفته مى‏شود که ازآن به عالم ارواح یا عالم قبر هم تعبیر شده است که در آن نه امکان جبران خطاها و نه امکان بازگشت و یا توقف وجود ندارد.

در قرآن صریحا امکان جبران نفی می شود و تنها فرصت عمل صالح در دنیا و قبل از مرگ است:

سوره المؤمنون

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ [99]

چون يكي از آن ها را مرگ فرارسد، گويد: اى پروردگار من، مرا بازگردان.

لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ [100]

شايد، كارهاى شايسته‌اى را كه ترك كرده بودم به جاى آورم. هرگز. اين سخنى است كه او مى‌گويد و پشت سرشان تا روز قيامت مانعى است كه بازگشت نتوانند.