کد خبر: ۱۷۷۳۳
تاریخ انتشار:۰۸ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۰:۴۹
اختصاصی
تفاوت اسلام و یوگا
اما سوال این است که آیا واقعا این ادعا درست است؟! آیا یوگا و عرفان اسلامی یکی هستند؟! آیا بین احکام اسلامی ماند نماز و روزه و... با یوگا شباهت وجود داشته و همه اینها یکی هستند؟

به گزارش فرقه نیوز: برخی ها این روزها تلاش دارند تا ضمن معرفی یوگا به عنوان عرفان هندویی، آن را هم ردیف با عرفان اسلامی و در مواردی برتر از آن نشان دهند. شباهت انگاری و ادعای یکی بودن عبادت هایی همچون نماز و روزه با تکنیک های یوگا از جمله مواردی است که این روزها در برخی از مجلات و نوشته های معلمان یوگا ترویج می شود.

اما سوال این است که آیا واقعا این ادعا درست است؟!

آیا یوگا و عرفان اسلامی یکی هستند؟!

آیا بین احکام اسلامی ماند نماز و روزه و... با یوگا شباهت وجود داشته و همه اینها یکی هستند؟

اینک برای رسیدن به پاسخ چند مساله را بیان می کنیم

مساله اول: تفاوت در حوزه خدا شناسی

آنچه مشخص است در یوگا به خداوند چندان توجه نمی شود و آنچه در یوگا مهم است مساله روح و بدن و مسایل مربوط به ذهن است. جالب اینکه حتی شخصی مانند ریشی کاپیلا به عنوان رهبر مکتب سانکهیه که یوگا را بخش عملی این مکتب می دانند هم اعتراف می کند که یوگا ارتباطی با خداوند ندارد.

یوگیست ها نیز در تمامی مدت تمرینات و کلاس های خود همواره بر مسایل تن و بدن و ذهن و این قبیل مسایل تاکید دارند و به هیچ وجه در مطالب خود قرب به خداوند و رسیدن به معبود عالم را مطرح نمی سازند.

بنابراین می توان گفت که یوگا عرفان این‌جهانی است.

البته قابل به ذکر است برخی از معلمان یوگا ادعای خداباوری دارند؛ اما همان گونه که گفته شد بی شک بین خدا باوری و خدامحوری تفاوت بسیار است و آنچه در یوگا مهم است همان مسایل مربوط به تن و بدن و ذهن است. واقعا اگر نظام معرفتی یوگا با محوریت خدا پایه‌گذاری شده، چرا این نظام معرفتی آن طور که باید موضوع خدا را در حوزه نظر و تئوری به بحث نمی‌گذارد و نظام فکری کاملی را که همه مبانی آن بر محور توحید استوار است، پایه ریزی نمی‌کند؟

به علت دوری یوگا از «خدامحوری» است که یوگا نسبت به خداباوران و ملحدین یک موضع دارد و همه کس را می­پذیرد و مدعی می شود که منکر خدا هم بدون این که لازم باشد از انکار خدا دست بردارد، می تواند یک یوگی باشد.

این برخلاف عرفان اسلامی است که همه چیز حول خداوند و قرب به خالق هستی به عنوان مبدا و محور عالم هستی موج می زند.

مساله دوم: تفاوت در حوزه اثبات

یکی از ایرادات جدی به یوگا را می توان در حوزه اثبات گزاره های این آیین دانست. در حقیقت یوگا نه از راه عقل اثبات شده و مدعیان یوگا هیچ گاه از گزاره های عقلی و منطقی برای اثبات خود بهره ای نبرده اند و نه از راه وحی ادعای اثبات دارد و یوگیستها هیچ گاه ادعای وحی بودن نیز ندارند.

تنها چیزی که ادعا می کنند ادعای تجربی بودن گزاره های یوگاست. یعنی مدعی هستند تعدای از انسانها که قرن ها پیش می زیسته اند به این تجربیات درونی رسیده اند و این مسایل را کشف کرده اند.

و اینک این سوال است که آیا ادعای تعدادی از افراد که این ادعا ها را که هنوز توسط هیچ نهاد علمی اثبات نشده اند را می توان پذیرفت؟

آیا می تون زندگی را بر مبنای این ادعاها بنا نهاد و در یوگا به دنبال سعادت و خوشبختی را بود؟

جالب اینکه حتی درباره ریشه یوگا هم اختلافاتی وجود دارد؛ برخی آن را از ریگ ودا می دانند و برخی دیگر در عناصر شمنیسم یافته اند. در اساطیر و افسانه ها نیز یوگا را به خدایان هندو نسبت می دهند.

برخلاف اسلام که هم با گزاره های عقلانی کار دارد وبا عقل به اثبات بسیاری از مسایل مانند توحید و خداشناسی و... می پردازد و هم ادعای وحیانی و آسمانی بودن دارد.

مساله سوم: تفاوت در حوزه نگاه زیباشناختی به عالم

یکی از مشکلات یوگا و عرفان های هندویی نگاه به رنج در عالم است. در عرفان های هندویی از جمله یوگا تنها به رنج توجه شده و تمامی برنامه های این به اصطلاح عرفانها ، رهایی از رنج در عالم است. بنابراین زندگی را جز رنج و تیرگی نمی بینند. بنابراین باید گفت یوگا بینش درستی به انسان و هستی ندارد.

این برخلاف اسلام است که جمال و زیبایی را از ویژگی های عالم هستی و نظام احسن می داند. همچنین خداوند در قرآن پس از خلقت انسان خود را احسن الخالقین معرفی می نماید. از سوی دیگر یکی از ابعاد وجود انسان علاقه به جمال و زیبایی است. بنابراین در اسلام تنها مساله رنج صرف مطرح نیست؛ بلکه به وجوه زیبایی عالم نیز توجه شده و نگاهی همه جانبه و کامل وجود دارد.

مساله چهارم: هدف آموزه ها در یوگا و اسلام

آنچه مشخص است هدف آموزه ها در اسلام و یوگا تفاوت بسیاری دارد. مهمترین تفاوت در هدف از این آموزه ها است. به این معنا که اگر چه در شریعت آسمانی اسلام حکمت ها ی بسیاری نهفته است و انسان به عمل به آنها به سکون و آرمش و ... می رسد اما هدف اصلی یافتن خدا و ارتباط با او و رسیدن به قرب خداوند است. اما در یوگا و آموزه های آن آنچه مهم است برنامه های مربوط به ذهن و بدن است که سرانجام آن رسیدن به نفی ذهن است.در حقیقت یوگا را می توان در حد یک ورزش تمرکزی به شمار آورد.

بنابراین آموزه هایی مانند نماز و روزه و... با تکنیک های یوگا تفاوت ماهوی و اصولی دارند و هدف آنها کاملا متفاوت است.

ضمن اینکه اثبات یکی بودن نماز و روزه و برخی دیگر از احکام اسلامی با یوگا که خودش هنوز به اثبات علمی نرسیده قابل قبول نبوده و تنها در حد یک ادعای اثبات نشده مطرح می شود.

مساله پنجم : آرامش در یوگا و در اسلام

مروجین یوگا بر مساله ارامش در یوگا بسیار تکیه می کنند و یوگا را راه رسیدن به آرامش معرفی می کنند. اما آنچه مشخص است اگر یوگا را راه رسیدن به آرامش بدانیم این آرامش را می بایست یکی از سطوح پایینی آرامش انسان برشمرد. در حقیقت آرامش را در دو سطح می توان دسته بندی نمود آرامش سطحی و آرامش عمیق ، پایدار و مستمر. انجام تکنیک های یوگا تنها می تواند سطحی از آرامش یعنی تنی یا روان تنی را در بر داشته باشد.

اما آرامش در اسلام دقیقا از سنخ خدا پرستی و توجه به خالق هستی می باشد.از سنخ علی بذکر الله تطمئن القلوب می باشد.

بنابراین قصه آرامش در یوگا و در اسلام کاملا متفاوت است و عمیق ترین آرامش را می بایست در ارتباط با آرام ترین موجود عالم جست.