خبری تحلیلی فرقه نیوز

کد خبر: ۲۰۵۱
تاریخ انتشار: 26 دی - 1394 13:21
(1 - معجزه آسمانی )

فکاهیات بهاییت

میرزا حسینعلی ، نوشته های خود را معجزه جاودانی ومائده آسمانی می پنداشت (چنانچه که مجموعه ای از آثارش را به همین نام به چاپ رساند)
گروه بهائیت-فرقه نیوز، از این نوبت به بعد قصد داریم درقالب نقد بهائیت به مطالبی  بپردازیم که بیشتر به جک وفکاهی شبیه است .در این مطلب کوتاه به مساله اشتباهات محتوایی ولغوی در کلام سران بهایی می پردازیم:

میرزا حسینعلی ، نوشته های خود را معجزه جاودانی و مائده آسمانی می پنداشت و مجموعه ای از آثارش را به همین نام به چاپ رساند و در کتاب اقدس به خود بالیده و می گوید: ((قد اضطرب النظم من هذا النظم الاعظم)) یعنی:((هرنظمی از این نظم بزرگتر ،به پریشانی افتاده است)) و عجب آنکه نه تنها نثر عربی خود را معجزه ای بی نظیر می پنداشت بلکه عبارات پارسی خویش را نیز دلیل بر مقام خداییش می شمرد وبه مخالفان خود پیام می داد که اگر ازعربی های من چیزی سر درنیاوردید ، به عبارات فارسیم بنگرید تا راز اعجاز را دریابید چنان که در کتاب ((اقتدارات)) می نویسد:

"بگو ای اهل بیان،اگر آیات عربیه را ادراک نمی نمایید،درکلمات پارسیه حق ودونش ملاحظه کنید که شاید خود را مستحق عذاب لا نهایه ننمایید."

بنابراین جا دارد بخشی از این معجزه شگفت را برای پارسی زبانان در اینجا بیاوریم تا ملاحظه کنند که نثر سعدی ومناجات خواجه عبدالله انصاری ،با چه هماورد پر توانی روبرو شده اند.!

بهاء در کتاب ((اقتدارات)) نامه ای به محمد کریم خان کرمانی(رهبر شیخیه) نوشته که نمونه ای از نثر نویسی او را به زبان مادریش را نشان می دهد، در آن جا چنین می گوید:

"...بر کلمات احباءالله اعتراض کرده و می کنی ،درغفلت به مقامی رسیده ایی که بر کلمات نقطه اولی هم اعتراض نمو ده ای ودر کتب در رد الله واحبائه نوشته ای وبذلک حبطت اعمالک وما کنت من الشاعرین. تو وامثال تو گفته اند که کلمات باب اعظم وذکر اتم، غلط است ومخالف است به قواعد قوم،هنوز آنقدر ادراک ننموده که کلمات منزله الهیه ،میزان کل است ودون او، میزان او نمی شود وهریک از قواعدی که مخالف آیات الهیه است آن قاعده از درجه اعتبار ساقط. دوازده سنه در بغداد توقف شد و آنچه خواستیم که در مجلسی جمعی از علما ومنصفین عباد جمع شوند تا حق از باطل واضح ومبرهن شود احدی اقدام ننمود. باری آیات نقطه اولی مخالف نبوده، تو از قواعد قوم بی خبری، از آن گذشته در آیات ظهر اعظم چه می گویی؟ ... اگر احزان وارده و امراض جسدیه مانع نبود الواحی در علوم الهیه مرقوم می شد وشهادت می دادی که قواعد الهیه محیط است بر قواعد بریه[1]"

این چند سطر از نوشته های میرزا حسینعلی نوری ، خوانندگان را با شیوه نگارش وی تا اندازه ای آشنا می سازد. معلوم نیست که بهاء در عبارات خود چه لطف تعبیر و چه قدرت تصویری یافته که عقیده داشته است هر مقاله ای در برابر این نثر جاودانه به زانو در می آید وهر نظمی در رویارویی با این معجزه جاودانه ، به پریشانی می افتد.

البته برخی از اشخاص، عاشق خود وشیفته تراوش های خویش اند به طوری که همه زشتی های وجودشان را در نهایت جمال وغایت کمال می بینند واین تعبیر بلیغ قرآنی در حق ایشان صادق است که: ((زین له سوء عمله فراه حسنا[2])) یعنی((کار نا پسندش در نظر وی آراسته شد و آن را نیکو پنداشت)).

میرزا حسینعلی نوری هم یکی از خود شیفتگان بوده است وگرنه از کژی ها وکاستی های نثر خود آگاهی می یافت. ما اگر نقایص ظاهری را در سخنان بهاء نادیده بگیریم از ذکر مغالطات ویا حتی میشود گفت فکاهیات وی در همین چند سطر نمی توانیم بگذریم.

اولا: کسی که همه معجزات را از خود نفی می کند و تنها معجزه کلامی را ملاک خدایی بودن خود می شمرد، حق ندارد بر خلاف قواعد سخن بگوید زیرا تنها دلیل وی برای اثبات ادعایش از دیدگاه زبان شناسی غلط از آب در می آید و دلیل دیگری هم ندارد تا ثابت کند که کلام من، به حکم آنکه کلمات منزله الهیه اند بر قواعد زبان حاکمیت دارند.بنابراین اجازه ندارد قواعد جاری زبان را که ملاک فهمیدن وفهماندن شمرده می شود نادیده بگیرد.

ثانیا: آنچه می نویسد که: آیات نقطه اولی مخالف با قواعد نیست ادعایی است که صدها گواه ونمونه آن را رد می کند بعنوان نمونه تعبیرات ناهنجار((خط الشکسته)) و ((ولو کان چاپا)) را میتوان ذکر کرد.

ثالثا: این که می گوید : اگر احزان وارده وامراض جسدیه مانع نبود، الواحی در علوم الهیه مرقوم می شد و شهادت می دادی که قواعد الهیه محیط است بر قواعد بریه از نوع وعده سر خرمن است و معلوم نیست پیش از تندرستی آن جناب و اثبات مدعا چه باید کرد؟ به علاوه با ادعای دیگر ایشان که سخان ما سازگار با قواعد بریه است مخالفت دارد. ضمنا معلوم شد که الواح مبارکه تابع مزاج بهاء الله بوده نه تابع وحی خدا!  وگرنه امراض جسدیه مانع نزول الواح نمی شدند.

حکایت همچنان باقی است....

 

پی نوشت:

[1] . کتاب ((اقتدارات))ص203و204

[2] . فاطر:آیه 8

 

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان