خبری تحلیلی فرقه نیوز

کد خبر: ۸۶
تاریخ انتشار: 26 دی - 1394 13:21

صهيونيسم و بهائيت

از فصول بسيار مهم در پرونده صهيونيستها روابط صميمانه و همگاري تنگاتنگ سران آن به طور اعم و رژيم اشغالگر قدس به طور خاص با بهائيت است.
فرقه نیوز، از فصول بسيار مهم در پرونده صهيونيستها روابط صميمانه و همگاري تنگاتنگ سران آن به طور اعم و رژيم اشغالگر قدس به طور خاص با بهائيت است.

سرزميني كه بيش از نيم قرن است صهيونيسم بر آن چنگ افكنده، از دير باز قبله ي بهائيان محسوب مي شود وافزون بر اين، سالها است مركزيت جهاني بهائيت (بيت العدل اعظم) در آن كشور قرار دارد. از اين رو اين روابط حسنه، اختصاص به امروز و ديروز نداشته و از بدو تأسيس رژيم اسرائيل برقرار بوده است. اگر با تتبع و عمق بيشتري به موضع نگاه شود، مي توان ردپاي اين روابط رابا آژانس يهود و سران صهيونيسم جهاني در دهها سال پيش از تأسيس رژيم اشغالگر قدس يافت.

پس از سقوط و تجزيه امپراطوري عثماني، فلسطين تحت قيمومت بريتانيا قرار گرفت تا چرچيل (وزير مستعمرات انگليس كه خود را «يك وزير ريشه دار» مي خواند) به عنوان كمك به ايجاد «كانون ملي يهود» در فلسطين، مقدمات تأسيس دولت اسرائيل را فراهم سازد. در دوران قيمومت نيز تشكيلات بهائيت در فلسطين از تسهيلات و امتيازات ويژه اي برخوردار بود. به نوشته ي شوقي افندي، در آن دوران، «شعبه اي به نام موقوفات بهائي در فلسطين داير گشت و هر چيزي كه بهنام مقام متبركه بهائي از اطراف عالم به اراضي مقدسه مي رسيد، از پرداخت عوارض و حقوق گمركي معاف بود و همچنين موقوفات بهائي از پرداخت ماليات معاف بودند...».

پيدا است كه استعمار بريتانيا اين امتيازات را رايگان در اختيار بهائيت قرار نمي دهد. طبعاً سران بهائيت خدمت شايان توجهي براي انگلستان و صهيونيسم انجام داده بودند كه مستحق اين همه عنايت و توجه ويژه شده بودند. براي درك بيشتر اين خدمات بايد كمي به عقب بگرديم:

هرتزل بنيانگذار صهيونيسم مي كوشد كه موافقت سلطان عبدالحميد را براي ايجاد يك مستعمره نشين صهيونيستيدر فلسطين جلب كند، ولي او مخالفت مي كند و حتي از پذيرش هيئت صهيونيستي به رياست «مزراحي قاصو» كه به همين منظور (همراه پيشنهادهاي جذاب و فريبنده) عازم باب عالي است خودداري مي ورزد او «همچنين يهوديان را مجبور مي سازد كه به جاي اجازه نامه هاي معمولي، اجازه نامه هاي سرخ رنگ حمل كنند تا از ورود قاچاقي آنان و سكونتشان در سرزمين فلسطين جلوگيري شود.» 1 سرانجام به دليل همين مخالفتها است كه به قول صلاح زواوي (سفير سابق فلسطين در تهران)، سلطان عبدالحميد... تخت خود را به بهاي موضع خويش در قبال فلسطين از دست داد».2 سالها بعد در اواخر جنگ جهاني اول با شكست عثماني، زمينه ي رخنه ي صهيونيسم به فلسطين فراهم شد و لذا در اواخر جنگ (1917) جيمز بالفور، وزير خارجه ي لندن، مساعدت بريتانيا به طرح تشكيل كانون ملي يهودي در فلسطين را به صهيونيستها مي دهد (اعلاميه ي مشهور بالفور به روچيلد).

در اين حال فرمانده كل قواي عثماني كه از نقشه هاي بريتانيا و صهيونيسم در مورد منطقه ي فلسطين اطلاع دارد، و عباس افندي و ياران وي را نيز در شامات و عراق و ... دست اندر كار كمك به ارتش بريتانيا مي بيند، تصميم به قتل وي و انهدام مراكز بهائي در حيفا وعكا مي گيرد، چرا كه از نقش اين فرقه و رهبران آن در تحقق توطئه ها آگاه است. شوقي افندي رهبر بهائيان در اين زمينه در كتاب قرن بديع به صراحت خاطرنشان مي سازد كه: جمال پاشا (فرمانده كل قواي عثماني) تصميم گرفت عباس افندي را به جرم جاسوسي اعدام كند. 3

دولت انگلستان نيز متقابلاً به حمايت جدي از پيشواي بهائيان بر مي خيزد و لرد بالفور تلگرافي به ژنرال آلنبي فرمانده ارتش بريتانيا (در جنگ با جمال پاشا در منطقه ي فلسطين) دستور مي دهد كه در حفظ و صيانت عبدالبهاء و عائله و دوستانش بكوشد و امپراتوري بريتانيا در تكميلاين اقدامات، توسط همين ژنرال آلنبي به عباس افندي لقب «سر» و نشان شواليه گري اعطا مي كند.

چندي بعد عباس افندي از دنيا مي رود و در حيفا به خاك سپرده مي شود. با انتشار خبر مرگ او سفارتخانه ها و كنسولگري هاي انگليس در خاورميانه اظهار تأسف و همدردي كرده و چرچيل (وزير مستعمرات انگليس) تلگرامي براي سرهربرت ساموئل ( صهيونيست سرشناس و كميسر عالي انگليس در فلسطين) صادر مي كند و از او مي خواهد مراتب همدردي و تسليت حكومت انگليس را به خانواده ي عباس افندي ابلاغ كند.

ساموئل خود با دستيارانش در تشييع جنازه ي عبدالبهاءحاضر شده و مقدم بر همه ي شركت كنندگان حركت مي كند./ ماهنامه دوران


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان