عضو هیأت علمی جامعه المصطفی:
فرقه شناسی یکی از راه‌های تعامل در جهان است
به گزارش فرقه نیوز، دکتر عزالدین رضانژاد درباره ضرورت پرداخت به مطالعات فرقه شناسی بیان کرد: نخست باید دید منظور ما از فرقه شناسی چیست، آیا مراد ما فرقه های مسلمان هستند یا فرقه هایی که در دامن جامعه اسلامی، وجود آمدند، اما مسلمانان حاضر به قبول آنها به عنوان یکی از گروه های اسلامی نیستند؟ 

وی ادامه داد: آنچه پیش از همه به نظر می رسد، پیشرفت شتابان و قدرتمند ارتباطات است. هر روز بر دامنه، شتاب و وسعت آن افزوده می شود و اندک اندک در جهانی قرار گرفته ایم که چاره ای جز تعامل با دیگران نداریم. فرقه شناسی به ما کمک می کند که راه های تعامل را بیاموزیم و کشتی خود را از میان این امواج خروشان بگذرانیم.

عضو هیأت علمی جامعه المصطفی، آگاه کردن جهان از حضور خود را از جمله رسالت‌های علوم مذاهب و فرقه شناسی دانست و گفت: اکنون در میان مستشرقان، مذهب اشعری نماینده اسلام است، توسعه دانش فِرَق، نشان می دهد که اشاعره فقط یک فرقه است و نباید یک گروه را نماینده کامل یک دین شمرد. فرقه شناسان می کوشند که سایر فرق اسلامی را به جهان معرفی کنند و بگویند که در حالت های مختلف، مکاتب فکری مختلف و برداشت های گوناگون از یک دین وجود دارد. 

وی ادامه داد: سپس موضوعات مشترک را برای غیرمسلمان ها و خاورشناسانی که قصد مطالعه در اسلام را دارند، نشان می دهد تا هیچ مذهبی به تنهایی نتواند خود را نماینده اصلی اسلام در گفت وگوی ادیان معرفی کند. در واقع غیرمسلمان ها، باید مشترکات فرق اسلامی را نماینده اسلام بدانند تا در وادی های غلط قرار نگیرند.


مطالعات فرقه شناسی
رضانژاد با اشاره به اینکه در حال حاضر فعالیت های مهمی در جهت فرقه شناسی انجام شده است، تصریح کرد: در غرب و مشرق، دائرة المعارف هایی نوشته می شود که راه را هموارتر می کنند. معتثد هستم وضعیت کنونی ما تا 500 سال پیش خیلی فرق کرده است اما هنوز در جایی نیستیم که باید باشیم، به ویژه آنکه در برخی از اقداماتی که تاکنون انجام شده است، کاستی های فراوانی وجود دارد. 
وی ادامه داد: مثلاً دائرة المعارفی که دکتر فاطمه محجوب در مصر نوشته است، حاوی حرف های عجیبی است. وی در معرفی شیخیه، آن گاه که می خواهد از سید کاظم رشتی سخن بگوید، می نویسد او یک کشیش بود که بعدها خودش را مسلمان جا زد! هیچ سندی هم ارائه نمی کند. 

رضانژاد با بیان این که در دائرة المعارف هایی هم که غیرمسلمان ها می نویسند، گاهی شاهد اطلاعات غلط و بی اساسی هستیم، گفت: در این بین باید به محصول تحقیقات خاورشناسان هم توجه ویژه شود که شامل چند دسته اند؛ برخی اهداف سیاسی دارند، برخی در پی نوعی تبلیغ دین خود هستند و به اصطلاح تحقیقات خود را در مسیر فعالیت های تبشیری قرار داده اند، بعضی هم البته اهداف علمی و پژوهشی دارند. 

وی تاکید کرد: این دسته ها را باید از هم جدا کنیم و همه را با یک چوب نرانیم. البته این نکته را هم در نظر بگیرید که ذائقه ها گاهی خیلی فرق می کند، برخی از منظر عرفانی می نگرند، چنین منظرهایی باعث می شود که داوری ها خیلی جامع نباشد. مثلاً برای کسی که اصلْ عرفان است، بر نقاط خاصی تکیه می کند و ممکن است گرایش های پیدا و پنهانی به یک فرقه خاص بیابد.

رییس پژوهشکده علوم اسلامی درباره وضعیت سیاسی اجتماعی جهان اسلام و نقش حکومت ها در مسیر تحقیقات تصریح کرد: متأسفانه برخی نویسندگان به هدف تبلیغ فرقه خود به مطالعات فرقه شناسی روی آورده اند، بدین ترتیب تحت تأثیر شرایط اجتماعی و حکومتی، بیشتر دنبال نقاط ضعف دیگر فرق اسلامی هستند. 

وی ادامه داد: چنین سابقه ای در نویسندگان قرون سوم تا ششم هم وجود داشته است، وقتی نویسنده قرن چهارمی می خواهد 73 فرقه را نام ببرد، به فرق عصر خود نظر می کند. در این صورت از فرقه هایی که پس از این می آیند، غافل می شود و آن فرقه ها دیگر مشمول حدیث افتراق نمی شوند! 

رضانژاد افزود: آنچه به ما بر می گردد و لازم است انجام دهیم، نخست بازخوانی و بازبینی کتاب های پیشینیان ما است؛ یعنی مطالعه دقیق همه گروه هایی که به نحوی به شیعه مربوط می شوند. در واقع باید در شناخت و داوری های خود به شیوه ها و با تمسک به معیارهایی حرکت کنیم که کمابیش نزد همه فرق مقبول است. 

وی با بیان این که بدون رعایت قواعد عمومی و علمی فرقه شناسی، کسی به رأی و داوری های ما اطمینان نمی کند، گفت: همچنین لازم است از همه دیدگاه ها اعم از فقهی، اصولی، کلامی و فرهنگی خبر داشته باشیم. حداقل فی الجمله بدانیم که در زمینه های مختلف چه دیدگاه هایی وجود دارد و نظریه هایی که مطرح می کنیم باید ناظر به این دیدگاه ها باشد، در غیر ان صورت پختگی لازم را نخواهد داشت.
 

معرفی دقیق مذاهب
رضانژاد تأسیس انجمن ادیان و مذاهب در معاونت پژوهشی گام موثری برای نیل به وضعیت مطلوبی در رشته مطالعات فرقه شناسی عنوان کرد و افزود: تا کنون قدم های خوبی در این راستا برداشته و رشته های تخصصی در مرکز جهانی علوم اسلامی در گروهی به نام ادیان و مذاهب ایجاد شده است. 

وی ادامه داد: در بیرون از حوزه هم دانشگاه مذاهب اسلامی را داریم که آموزش ها و برنامه های خود را آغاز کرده است و مدارس اهل سنت هم کمابیش فعالیت های خود را با رویکردهای آموزشی پژوهشی آغاز کرده اند. 

رضانژاد معرفی هر فرقه از سوی محققان همان فرقه را از جمله اقدامات مهمی دانست که باید در دستور کار قرار بگیرد و گفت: قطعاً یک عالم زیدی یا اسماعیلی، بهتر از دیگران می تواند مذهب خود را معرفی کند، گاهی در معرفی یک مذهب به منابعی استناد می کنیم که علمای آن مذهب، اصلاً آن منبع را موثق نمی دانند اما اگر از خودشان بخواهیم که فرقه و مذهب خود را معرفی کنند، کمابیش مطمئن می شویم که به مرزهای شناخت نزدیک تر شده ایم. 

وی ادامه داد: گاهی یک مذهب را منسوب به عقیده ای می کنیم؛ اما بعداً معلوم می شود که در طی تطورات تاریخی، پیروان آن مذهب، از آن عقیده برگشته اند. ولی ما چون به کتب قدیم مراجعه کرده ایم، گمان می کنیم که آن عقیده هنوز در میان آنها وجود دارد. حوزه های علمیه ناچارند که بر اساس واقعیت های روز عمل و حرکت کنند و اطلاعات موجود نزد ما، کافی نیست.
 

رفع شبهات
رضانژاد در پاسخ به این سوال که آیا هر گروهی که در جوامع اسلامی، رشد کنند و از میان مسلمانان سر بر آورند، فرقه اسلامی محسوب می شوند؟ گفت: به عقیده من نباید از این گروه ها در کتب مربوط به فرق اسلامی بحث شود. وقتی خودشان می گویند ما مسلمان نیستیم و هیچ ربطی به اسلام نداریم، ما چرا آنها را در کنار مذاهب اسلامی قرار دهیم و درباره عقایدشان تحقیق کنیم. 

وی ادامه داد: به نظر من آوردن نام فرقه هایی مانند بابیه و بهائیت در میان مذاهب اسلامی، نوعی امتیاز دادن به آنها است. مگر اینکه خودشان اعلام کنند که ما مسلمانیم و به نوعی به امت اسلام مربوط می شویم. نفس اینکه در جامعه اسلامی حضور دارند، کافی نیست. در کشورهای اسلامی ممکن است مردمانی باشند که بت هم بپرستند. آیا به این دلیل که ممکن است قبلاً مسلمان بوده اند، آنها را هم در میان فرق اسلامی جای بدهیم؟

رضانژاد افزود: بنابراین کار درست تر آن است که در کتاب هایی که در معرفی فرق اسلامی نوشته می شود، بخش جداگانه ای را ضمیمه کنیم و در آن از فرقه هایی سخن بگوییم که مسلمان نیستند، اما به دلایلی ما مجبوریم درباره آنها بحث کنیم. من هم ضرورت پرداختن به این دست از فرقه ها را انکار نمی کنم؛ اما باید طوری رفتار کنیم که باعث شبهه و سوءاستفاده آنان نشود. به هر حال فرقه هایی مانند بابیه و بهائیت مشمول هیچ یک از احکام اسلام نیستند. 

وی با اشاره به فرقه غلات گفت: غالیان خود را غیرمسلمان نمی دانند، البته ما آنها را مسلمان نمی دانیم؛ ولی آنها خود را مسلمان تر از همه می دانند. قرآن را قبول دارند و به پیامبر اسلام ایمان دارند. با وجود این، مسلمان نیستند؛ یعنی ما آنها را مسلمان نمی دانیم. بنابراین به یک معنا وضعیت غلات، همان وضعیت بابیه و بهائیه است و به یک معنای دیگر با آنها فرق دارند.

از قادیانیه تا علویون
 رییس پژوهشکده علوم اسلامی درباره وضعیت گروه هایی مانند قادیانیه، شیخیه و علویون ترکیه خاطرنشان کرد: در خصوص علویون و شیخیه اتفاق نظر وجود دارد که خارج از اسلام اند و درباره غلات و هر گروهی که قائل به الوهیت غیر اللّه باشد، اتفاق نظر وجود دارد که مسلمان نیستند. 

وی ادامه داد: غلات در میان شیعیان اثنی عشری، زیدیه، حنفیه، مالکی یا... ممکن است وجود داشته باشند. همه اینها خارج از اسلام اند. اما گروه هایی هم وجود دارند که اصلاً دین جدید با احکام جدید آورده اند. مثلاً بابیه و بهائیه، مدعی ادیان جدیدند. اما گروه هایی مثل شیخیه، جزء فرق اسلامی محسوب می شوند. سخن از دین و کتابِ جدیدی نمی گویند و دینی در مقابل اسلام محسوب نمی شوند.

رضانژاد افزود: در مورد قادیانیه هم می دانید که دو قرائت وجود دارد: طبق یک قرائت، غلام احمد قادیانی، فقط یک مبلغ و مجدّد اسلامی بوده است. اما در قرائت دیگر، غلام احمد پیغمبر است! گروه دوم ملحق به غلات می شوند و نمی توان مسلمان بودنشان را پذیرفت. ناگفته نماند که ما باید همیشه درباره مذاهب، از آخرین اصلاحات و تحولات آنها باخبر باشیم؛ وگرنه نمی توانیم قضاوت درستی درباره آنها داشته باشیم.







انتهای پیام/